|
شبی زمستان بود، برف میبارید و باد كولاك
میكرد. خروش برف و باد، یاد مرا به سالهای دور و به شبی
پُر برف و به پنجرهای روشن میكشاند؛ یاد پنجره روشنِ
خانه مادربزرگ. پنجرهای كه از آن نورِ سرخ چراغ گردسوزی
به بیرون پرتو افشان میشد و امیدِ خانه گرم و پُر مهر او
را به یاد میآورد. ما، در را باز میكردیم و گام به سرای
او می نهادیم؛ مادربزرگ را میدیدیم كه زیر كرسی نشسته و
گیسوان چون برفش را شانه میزد. از آمدن بچهها شادمان
میشد. دستش را به زیر جاجیم میبُرد تا غوری دمكردههای
آویشن و بابونه را از چاله كرسی بیرون بیاورد. كرسی
مادربزرگ و آتشدان آن همچو همیشه گرم بود؛ مانند چشمان پُر
از مهربانی و یكرنگی او. ما دستان یخزده خود را بهم
میمالیدیم و به آن میدمیدیم. مادر بزرگ دستان ما را در
میان دستانش میگرفت و میمالید.
ای كاش باز هم دستان او، دستان یخزده ما
را پناه میبخشید. ای كاش باز هم چراغِ روشن خانه تو
پناهگاه ما میبود؛ كاش باز هم چراغ تو روشن بود و
دانههای برف و سوزِ سرما، از پرتوهای آن روشنایی و گرما
میگرفت. + نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387 5 بعد از ظهر توسط ساناز |
در
يك نظر سنجي از مردم دنيا سوالي پرسيده شد و نتيجه جالبي به دست آمد از
اين قرار سوال : نظر خودتون رو راجع به راه حل كمبود غذا در ساير كشورها
صادقانه بيان كنيد؟ و كسي جوابي نداد... چون در آفريقا كسي نمي دانست غذا
يعني چه؟ در آسيا كسي نمي دانست نظر يعني چه؟ در اروپاي شرقي كسي نمي
دانست صادقانه يعني چه؟ در اروپاي غربي كسي نمي دانست كمبود يعني چه؟ در
آمريكا كسي نمي دانست ساير كشورها يعني چه؟؟؟؟ + نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387 4 بعد از ظهر توسط ساناز |
تف تف تف تف
تف به ذاتت روزگار دیگه واقعا حالم از ت به هم میخوره چی میشه یه بارم که شده تو به وفق مراد ما باشی فقط یه بار هر بار هم که که در خیالات واهی خودمون فکر میکردیم داری یواش یواش با ما راه میای شاشیدی بهمون رفته اصلا من نفهمییدم منظور خدا از به وجود آوردن من و امثال من چی بوده تو که شانس مارو انقدر ترکمون رقم زدی واسه چی دیگران رو هم در این شانس تخیلی ما سهیم میکنی ازبی رحمیت بیزارم + نوشته شده در جمعه بیست و چهارم اسفند 1386 8 بعد از ظهر توسط ساناز |
داستان دو مجسمه توي يه پارك دو مجسمه بودند يك زن و يك مرد. اين دو مجسمه سالهاي سال دقيقا روبهروي همديگر با فاصله كمي ايستاده بودند و توي چشماي هم نگاه ميكردند و لبخند ميزدند. يه روز صبح خيلي زود يه فرشته اومد پشت سر دو تا مجسمه ايستاد و گفت:" از آن جهت كه شما مجسمههاي خوب و مفيدي بوديد و به مردم شادي بخشيدهايد، من بزرگترين آرزوي شما را كه همانا زندگي كردن و زنده بودن مانند انسانهاست براي شما بر آورده ميكنم. شما 30 دقيقه فرصت داريد تا هر كاري كه مايل هستيد انجام بدهيد." و با تموم شدن جملهاش دو تا مجسمه رو تبديل به انسان واقعي كرد: يك زن و يك مرد. + نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 12 بعد از ظهر توسط ساناز |
صغرا خانم فداكار سرپرست وزارت آموزش و پرورش ميگويد كتاب درسي دختران و پسران بايد جدا بشود. البته اينكه چرا خداوند بزرگوار براي دختران و پسران و مردان و زنان يك كتاب فرستاده از اسرار است و اسرار الهي را نه سرپرست وزارت آموزش و پرورش ميداند و نه دختران و پسران. احتمالاً در كتاب درسي دختران داستان دهقان فداكار اينگونه خواهد شد: ...صغرا خانم فداكار خيلي ناراحت شد اول خواست پيراهنش را در بياورد ببندد به چوبدستي و آتشش بزند. بعد يادش آمد لخت ميشود و اگر چشم مسافران نامحرم به او بيفتد خدا او را با چوبدستياش در آتش جهنم مياندازد. بعد خواست چادرش را استفاده كند ياد موهايش افتاد. سپس متوجه شد لازم نيست مثل مردها به هر بهانهاي لخت بشود، او زن است و خدا به او عقل داده لذا نفت فانوسش را ريخت روي چوبدستي و چوبدستياش را آتش زد و چون دويدن براي زن بد است سلانه سلانه به طرف قطار رفت اما دير شده بود و قطار با سنگها برخورد كرد و همهي مسافران شهيد شدند. انا لله و انا اليه راجعون. + نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386 1 بعد از ظهر توسط ساناز |
خودآزمايي اصلاح طلبي براي تعيين دقيق نوع اصلاح طلبي و غلظت آن، هر خودآزما بايد به تمام پرسش هاي چهارگزينه اي زير پاسخ داده، و سپس پاسخ نامه خود را بر طبق راهنمايي كه در انتهاي اين نوشتار آمده، ارزشگذاري و در نهايت به نوع و كيفيت اصلاح طلبي خود پي ببرد. 1- به نظر شما مملكت چگونه بايد اداره شود؟ أ. هر جور كه من بگويم. ب. هر جور كه ما بخواهيم. ت. هر طور كه اكثريت ما تصميم بگيرد. ث. هر طور كه اكثريت انتخاب كند، مشروط به آنكه اكثريت با ما باشد. 2- نظر شما درباره اشغال سفارت يك كشور بيگانه چيست؟ أ. اگر ما كرديم كه خوب كرديم، اما ديگران به ريش پدرشان مي خندند كه چنين كاري بكنند. ب. دوستان ما البته كار بسيار خوبي كردند، اما الان ديگر موقعيت اين كارها نيست. ت. هر چيزي را در ظرف خودش مورد قضاوت قرار بدهيد كريستين خانمِ امانپور! ولي البته آمريكا مهد آزادي است و رئيس جمهورش هم شهيد راه آزادي. ث. اصولا حسن و قبح هر كاري بستگي به اين دارد كه كي كرده باشد. 3- شما طرفدار اقتصاد دولتي و كوپن هستيد يا بازار آزاد و خصوصي سازي؟ أ. البته كوپن، ولي به شرطي كه ميرحسين خان چاپش بكند والا فلا. ب. اصل ،پنجاه هزار تومان است كه هم مي شود در ازاي راي، با صف و كوپن به مردم داد و هم به شكل نقد و خصوصي به جيبشان ريخت. ت. در دولت ميرحسين جان ما طرفدار اقتصاد دولتي بوده و در دوره هاشمي و خاتمي هوادار اقتصاد باز و خصوصي سازي بوده و در آينده بستگي به جريان هوا و جهت باد دارد. ث. بايد بررسي كنيم. 4- اگر سيستم امنيتي و اطلاعاتي كشور دست شما باشد چكار مي كنيد؟ أ. اول معاندين را سر به نيست مي كنيم، بعد سر مخالفين را زير آب مي كنيم، بعد پدر منتقدين را در مي آوريم و بعد هم دمار از روزگار بقيه درمي آوريم. ب. با تاسي از سازمان هاي امنيتي و اطلاعاتي كشورهاي دوست و برادرِ چين و روسيه، امنيت كامل را در سايه اعتماد ملي برقرار مي كنيم. ت. مثل همه چيزهايي كه تا به حال در كف با كفايت ما بوده، فاتحه آن را هم مي خوانيم. لال از دنيا نري فاتحه مع الصلوات! ث. به قيمت مي فروشيمش! 5- نظر شما درباره "خواب" چيست؟ أ. يك چريك هرگز نمي خوابد و چارچشمي مواظب حمله دشمن يا خيانت دوستان است. ب. لعنت به خواب دم صبح، يك لحظه غفلت، يك عمر پشيماني! ت. خيلي خوب است به خصوص نوع خرگوشي آن. ث. بستگي به اين دارد كه كي بخواهد كي را خواب كند، اگر ديگران بخواهند ما را خواب كنند بد است و اگر ما بتوانيم ديگران را خواب كنيم خوب است. 6-بهترين راه براي كشتن يك حشره چيست؟ أ. يك خشاب گلوله يوزي توي شكمش خالي كنيم. ب. با نعلين همچين بكوبيم توي سرش تا به گاوميش بگويد آقا دايي. ت. گفتمان و ميتينگ؛ و اگر افاقه نكرد، جمع آوري امضا براي پتيشن در محكوميت حشرات موذي با تاكيد بر جدايي نيش از وزازت. ث. فروختن حشره كش. 7- به نظر شما بهترين، بزرگترين و مهمترين تجمعِ پس از انقلاب كدام است؟ أ. تسخير لانه جاسوسي. ب. تجمع سوگواران برج هاي دوقلوي تجارت جهاني در ميدان محسني تهران. ت. آشوب 18 تير. ث. هر سه 8- كدام موسيقي را بيشتر مي پسنديد؟ أ. مارش نظامي. ب. دايه دايه وقت جنگه... ت. باخ در دستگاه همايون. ث. اون ور آبي. 9- منظور از شعار «زنده باد مخالف من» چيست؟ أ. يعني اي مخالف من! بدان كه تو را خواهم سوزانيد و خاكسترت را به باد خواهم داد. ب. يعني دعا مي كنم خداوند يك بار ديگر مخالف من را زنده گرداند تا دوباره او را به سزاي عمل ننگينش برسانم. ت. يعني خدا ان شالله اين مخالفين من را زنده نگه دارد كه تا به حال در چند انتخابات توانستم از بركت مخالفت هاي احمقانه آنها، راي بياورم. ث. يك شعار تبليغاتيِ بسيار پر مغز در رديف «خمير دندون پونه، چشمو نمي سوزونه!» است. 10- اگر به جاي بزبز قندي بوديد، با گرگِ بلا چه مي كرديد؟ أ. پس از اخذ مهمات لازم، مقر گرگ بلا و خود وي را در معيت شنگول و منگولي كه در شكم داشت منفجر مي كردم. ب. به خاطر عمل ننگين او شديدا اعتراض كرده، از كليه مناصب قنديت كناره گيري نموده، يك حزب فراگير به دبير كلي خودم تشكيل داده و جنگل را روي سر همه حيوانات خراب مي كردم. ت. با گرگ بلا در نهايت مدنيت رفتار مي كردم. اول تقاضاي مذاكره مي كردم و سپس استدلال هاي گوناگوني در تضاد عمل وي با فلسفه اخلاق اسپينوزا مي آوردم و سپس او را به جان كانت و سروش و سوزان سونتاگ و سيد حسين نصر قسم مي دادم كه دلش برايم بسوزد و دست از منگولي بردارد و با استرداد بچه هايم مرا شنگول سازد. اما افسوس كه در اين هنگام آن دو عزيز از هضم رابع جناب گرگ هم گذشته اند. ث. معامله. 11- اگر همين الان نيروگاه هسته اي بوشهر به اسم شما سند بخورد چه مي كنيد؟ أ. درش را تخته مي كنيم و با سوختش بمب درست مي كنيم. ب. اول سجده شكر به جا مي آوريم، بعد نماز وحشت مي خوانيم، بعد با برادرانمان در حزب كمونيست چين مشورت مي كنيم و بعد نماز آيات مي خوانيم. ت. بلافاصله تمام فعاليت هاي آن را "داوطلبانه" تعليق مي كنيم و بعد كليدش را با خلوص نيت تحويل سفراي آلمان، فرانسه و انگليس مي دهيم تا با گفتن "آفرين صدآفرين هزار و سيصد آفرين" از ما تقدير كنند و بعد هم ذوق مرگ مي شويم. ث. پس از يك چرتكه سريع، سهامش را در بازار بورس تهران و دبي عرضه مي كنيم. 12- چه نشريه اي را مي پسنديد؟ أ. دوهفته نامه، سياه و سفيد، بدون نام نويسنده، بدون عكس، ايدئولوژيك. ب. روزانه، اعتماد زا، رنگي، ملي، توجيه، هماهنگ. ت. رو كم كن، پرتيراژ، زنجيره اي، توقيف شده. ث. امروزي، با جلد رنگي گلاسه، صفحه بندي شيك، كاغذ گلاسه، پر و پيمان، مطالب گلاسه. 13- در هنگام "پيروزي" و "شكست" چه مي كنيد؟ أ. در هر دو حالت عصباني و دعوايي هستم. ب. در هنگام پيروي با دمم گردو مي شكنم و در هنگام شكست كلّه رقيبم را با گردو مي شكنم. ت. در هر دو حالت فقط حرف مي زنم ث. پس از هر پيروزي ژانگولر مي زنم و بعد از هر شكست سعي مي كنم براي ادامه تحصيل و يا فرصت تحقيقاتي به خارج از كشور بروم. راهنمايي: پس از اتمام اين پرسش نامه به طريق زير اصلاح طلب شناسي مي شويد: اگر بيشتر پاسخ هاي شما ث است، شما يك اصلاح طلب با گرايش كارگزاراني و يا ساير گروه هاي نزديك به هاشمي رفسنجاني هستيد. اگر پس از خواندن هر پرسشي و بعد از بالا و پايين كردن هاي بسيار و با ترس و وحشت و "و ان يكاد" خواندن و فوت به چهارطرف، گزينه ت را انتخاب كرده ايد، نوع اصلاح طلبي شما مشاركتي است و طرفدار خاتمي هستيد. اگر براي 13 پرسش فوق، 26 پاسخ ب فراهم كرده ايد و در عين حال معتقديد كه در اين خودآزمايي تقلب و حق شما خورده شده، شما از اعضا يا سمپات هاي حزب اعتماد ملي و يا خود مهدي كروبي هستيد. اگر با خواندن هر سوال بلافاصله گزينه الف را انتخاب كرده و حتي نگاهي هم به بقيه جواب ها نينداخته ايد، شما از اعضاي سازمان مجاهدين و طرفداران موسوي خوئيني ها به حساب مي آييد. اگر شركت در اين نظرسنجي را تحريم كرده و به هيچ كدام از پرسش ها نگاه نكرده ايد، جزو نيروهاي ملي مذهبي و از هواداران مرحوم بازرگان هستيد. اگر پاسخ هاي شما به طرز كاملا نامربوطي، مخلوطي از هر چهارجواب ا و ب و ت و ث (هر كدام 13 تا) است، شما يك اصلاح طلب تكثرگراي زياده خواه هستيد كه هيچ بعيد نيست چند وقت ديگر در تلويزيون صداي آمريكا ديده شويد. اگر پاسخ هاي شما جزو گزينه هاي ج، ح، ع، غ، ص، ظ ... است خيلي گيج هستيد و هنوز در دوره گذار به سر مي بريد. منبع:اكثريت سايتاي ايروني كشورخارج + نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386 1 بعد از ظهر توسط ساناز |
چند سوال ساده ولي ... چرا ميگن طرف مثل بچه خوابش برده در حاليكه بچه ها هر دو ساعت يك بار از خواب بيدار مي شن و گريه مي كنن؟ چرا وقتي باطري كنترل تلويزيون تموم مي شه دكمه هاي اونو محكمتر فشار ميديم؟ چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي كنن؟ چرا تارزان ريش و سيبيل نداره؟ چرا خلبان هاي كاميكازي از كلاه ايمني استفاده مي كردن؟ (توضيح: خلبانان ژاپني در جنگ جهاني دوم، كه هواپيماي خودشون رو به ناوهاي آمريكايي مي كوبيدن. يه چيزي تو مايه هاي حسين فهميده ژاپني!) آيا ميشه زير آب گريه كرد؟ چطور ممكنه كه انسان اول به فضا سفر كرد و بعدا به فكرش رسيد كه زير چمدون چرخ بذاره؟ چرا مردم وقتي مي خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره مي كنن ولي وقتي مي خوان بپرسن دستشويي كجاست به پشتشون اشاره نمي كنن؟! اگر روغن ذرت از ذرت تهيه ميشه و روغن سبزيجات از سبزيجات، پس روغن بچه از چي تهيه مي شه؟! تا حالا توجه كرديد كه اگر در صورت سگ ها فوت كنيد ديوونه مي شن ولي اگر با ماشين بيرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بيارن بيرون؟! + نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |
رنگ درماني چيست؟ استفاده از رنگ (معمولاً به شكل نور رنگي) براي توليد آثار شفابخش را رنگ درماني مينامند. رنگ درماني يك روش جديد نيست و پيشينه كهن دارد. اين روش درماني را هزاران سال پيش در معبد «نور و رنگ شفابخش» در منطقه هليوپوليس مصر باستان و در يونان پيش از ميلاد مسيح و در فرهنگهاي باستاني چين و هند استفاده ميكردهاند. نفوذ رنگها و اثرگذاري آنها را در بدن انسان به طرق گوناگون ثابت كردهاند. پژوهشهاي متعدد درباره علل ترجيح رنگي بر رنگي ديگر، آثار رنگها بر ذهن آدمي، بر رفتار آدمي، بر حس تعادل فكري و جسمي، در توليد شادماني يا افسردگي، در توليد آرامش يا بي قراري و چندي موارد ديگر سالها در جريان بودهاند و آثار رنگها را در زندگي انسان نشان دادهاند. پژوهشهاي جديدتر سالهاي اخير نيز گزارش دادهاند كه استفاده دقيق از رنگهايي خاص ميتواند آثار مفيد در سلامتي و تعادل فكر، در آرامش جسمي و رواني، در بازيابي سريعتر تندرستي در دوران نقاهت و در تحريك يا تشويق مثبت كودكان كم هوش داشته باشد. رنگهاي خاص بيترديد آثار اقتصادي (فروش توليدات، خدمات)، آثار اجتماعي (كسب اعتماد و احساس رضايت، يا تحريك و تشويق تودههاي مردم و بسياري موارد ديگر)، آثار جنسي (تحريك يا جذب جنس مخالف)، آثار رواني (خوشحالي يا افسردگي)، آثار تعليمي و تربيتي (به ويژه براي كودكان) و چندي ديگر دارند. رنگ زرد را در آيين بودائيسم، رنگ كاه گلي را در آيين تصوف، رنگ سرخ را در آيين كمونيسم، و رنگ سياه را در مراسم سوگواري همه ملل بر رنگهاي ديگر ترجيح ميدهند. محبوبترين رنگها بين عامه مردم غرب رنگ آبي است. پس از آن رنگ سرخ است. نفرت انگيزترين رنگ، بنا به تحقيق روانشناسي به نام گرنجر از دانشگاه دورهام، رنگ زرد است. چندي پيش در انستيتوي هنرهاي معاصر لندن، درون سه تالار را سه رنگ متفاوت زدند و در هر سه آنها تعدادي اسبابهاي بازي فكري قرار دادند. حاصل اين كه پس از چند روز افرادي كه در تالار زرد رنگ گرد ميآمدند، همه اسبابهاي بازيهاي فكري آن تالار را يا شكستند يا دزديدند، ولي چنان پديدهها در دو تالار ديگر اتفاق نيفتاد. هيچ توضيحي براي چنان رفتار ناپسند به غير از رنگ تالار يافت نشد. اين دستاورد پژوهشي زمينه فرضيه پردازيهاي روانشناختي و جامعه شناختي شده و از جمله آنها يكي اين است كه تعداد و چگونگي تبهكاري در هر خيابان شهر، بستگي به رنگ نور چراغهاي آن خيابان دارد. پاسخ قطعي به اين گونه مسائل نظري را پژوهش هاي بيشتر عرضه خواهند كرد. مسئلهاي جدا از رنگها ولي مربوط به آنها اين است كه تنها رنگها نيستند كه بر ما نفوذ دارند و آثار گوناگوني بر ما ميگذارند، بلكه شكل شيء نيز بيترديد آثاري بر انسان دارد. اشكال اشياء مختلف، دلالت بر توليد آثاري با ريشههاي عميق رواني بر انسان دارند، و آنگاه كه اشكال اشياء را با رنگها پيوسته ميكنيم يا به طريقي ربط ميدهيم، كل موضوع پيچيدگي و شگفتي بيشتر مييابد. تئوگيمبل كه يكي از مشهورترين رنگ درمانگران انگلستان است در تحقيقي كه روي 1100 آدم بالغ در انگلستان انجام داده گزارش ميدهد كه نه تنها بيشتر مردم رنگ آبي را به رنگهاي ديگر ترجيح ميدهند بلكه رنگها و شكلهاي اشياء را به طرقي شگفتانگيز به يكديگر ربط ميدهند. واكنش ما به رنگ، به احتمال زياد واكنشي عاطفي است، در حالي كه واكنش ما به شكل، واكنشي فكري است. روانشناسي مشهور به نام ديويد كتس در تحقيقي كلاسيك، از گروهي كودك خواست كه دوايري سبز رنگ را با مجموعهاي از دواير سرخ رنگ و مثلثهاي سبز رنگ كنار هم بچينند. كودكان بيدرنگ هر شكل را كنار شكل همرنگ آن گذاشتند يا به عبارت ديگر اشياء را با رنگ آنها طبقهبندي كردند. او همين آزمايش را با گروهي بزرگسال انجام داد و ديد كه هر يك از افراد گروه، پيش از طبقهبندي ميپرسد كه اشياء در دسترس را بايد براساس شكل يا رنگ آنها طبقهبندي كند. + نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |
21 راه فروپاشي روابط همسران ۱- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتي زماني كه ادله كافي در اختيار نداشته باشيد . ۲- هيچگاه عذرخواهي نكردن، حتي زماني كه تقصير كار بودن شما اثبات گرديده باشد. ۳-بيرحمانه خطاهاي شريك زندگي خود را بازگو كردن. ۴-ادعاي متعصبانه از آگاهي داشتن از انگيزههاي شريك زندگي بهتر از خود وي. ۵-تصور آنكه شريك شما ميبايد نيازهاي شما را درك كرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد. ۶-ناديده گرفتن كامل اولويتهاي شريك زندگي و پافشاري بر اولويتهاي خود. ۷-تصور آنكه نيازهاي جنسي همسر شما و نيازهاي جنسي شما يكسان و مشابه ميباشند. ۸- عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم كردن. ۹- شناسايي عيوب و كاستيهاي شخصيتي همسر و اسرار خانوادگي وي، و بهره گيري از آنها براي پيروزي در مشاجرات، زماني كه منطق در ميماند. ۱۰- بهرهگيري از عذاب وجدان و حس گناه كار بودن براي به بازي گرفتن، دستيابي به اهداف و يا مجازات همسر. ۱۱- در شناسايي و يافتن بديها و معايب همسر چيره دست بودن، اما هيچگاه خوبيها و محاسن وي را بزبان نياوردن. ۱۲- كوتاه نيامدن به هيچ قيمتي، و كشاندن مجادله تا جايي كه همسر از خانه بگريزد. ۱۳- هيچگاه رها نكردن گذشته، و بازگويي و باز آفريني آن به كرات. ۱۴-ابراز وابستگي شديد به همسر خود،وادعاي آنكه بي وي و يا در صورت بياعتنايي وي بيشك خواهد مرد. ۱۵-در صورت عدم وابستگي شديد، فاصله گرفتن از لحاظ فيزيكي و احساسي تا حد بي اعتنايي كامل. ۱۶-قول دادن، وهيچگاه عمل نكردن. ۱۷- تا حدي متظاهر و دو رو بودن كه همسر نميداند شما چه زمان جدي هستيد. ۱۸-عذرتراشي هميشگي براي عادات ناپسند خود. ۱۹- پافشاري براين عقيده كه همواره مطلبي كه شما ميخواهيد بيان كنيد مهمتر از مطلبي است كه همسرتان ميخواهد بگويد، بنابراين حرف وي را قطع ميكنيد. ۲۰-وانمود ميكنيد كه حرفهاي بيان شده همسرتان را كاملا متوجه شدهايد، ولو آنكه هيچ چيزي از صحبتهاي وي را نفهميدهايد. ۲۱-به گونهاي رفتار ميكنيد كه گويي شما مرتكب هيچكدام از اشتباهات ذكر شده نگرديدهايد و اين شريك شماست كه بايد تغيير كند . + نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 11 قبل از ظهر توسط ساناز |
امروز رفتيم قبرستان !شخصاً از قبرستان بدم نميآيد، با کمال ميل در آنجا گردش ميکنم، و از نوشته هاي روي سنگ هاي افقي و عمودي گرته برداري مي كنم گاهي به دردم خورده است، گاهي از آنها چيزي ياد گرفته ام و گاهي انقدر مضحك بوده است كه بي اختيار بلند خنديده ام ! وقتي خيلي كوچك بودم يك روز به خاطر همين پرسه زدن در دنياي مردگان در قبرستان گم شدم راستش را بخواهيد هنوز مزه گم شدن لابلاي مردگان تا خنكاي غروب زير زبانم است! خيال ميکنم به گردش در قبرستانها ميل بيشتري دارم تا در جاهاي ديگر. بوي نعشها که از زير علف و خاک و برگ مشام را نوازش مي دهد خيلي هم نامطبوع نيست. شايد يکخرده زيادي شيرين و يک خرده سمج باشد اما راستي که چهقدر از بوي زندگان، بوي زير بغل، بوي پا، بوي ماتحت، بوي نطفه پلاسيده و بوي تخمک بارور نشده بهتر است ! + نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 1 بعد از ظهر توسط ساناز |
|
| ||||||